+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:23  توسط جعفر.واسد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:20  توسط جعفر.واسد
|
تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
مگه میشه از تو دل برید و دل کند
بگو می خوام تا ابد مال تو باشم
از کسی نیس که نشونی تو نگیرم
به تو روزی میرسم من که بمیرم
هنوزم جای دو دستات خالی مونده
تا قیامت توی دستای حقیرم
خاک هر جاده نشسته روی دوشم
کی میاد روزی که با تو روبرو شم
من که از اول قصه گفته بودم
غیر تو با سایه م نمی جوشم
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:13  توسط جعفر.واسد
|
دارم خدایا به من قدرتی عطا کن که
بتوانم آن باشم که تو می خواهی .
خدایا تو را در بی کسیهایم به چشم دل
نظاره گر بوده ام ، چگونه باید تو را بخوانم؟
خود نمی دانم.
خدایا این تویی که همه ی وجودم را به
تو تقدیم می کنم .
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:10  توسط جعفر.واسد
|
در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در میزند در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا..... غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:4  توسط جعفر.واسد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:0  توسط جعفر.واسد
|
عاشقترین
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 13:59  توسط جعفر.واسد
|
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 19:8  توسط جعفر.واسد
|
پروردگارا!
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند


**************
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 18:54  توسط جعفر.واسد
|
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 18:38  توسط جعفر.واسد
|